خبرگزاری حوزه| در گفتمان دینی، زن نه به عنوان عنصری حاشیهای بلکه به مثابه کنشگری فعال در متن جامعه تعریف میشود. اما چگونه میتوان کنشگری اجتماعی زن را در چارچوب ارزشهای دینی بازتعریف کرد، بهگونهای که هم هویت دینی حفظ شود و هم نقش او در ساختن جامعه پررنگتر از همیشه باشد
پاسخ در پیوند دو مفهوم کلیدی نهفته است:
تاب آوری و مقاومت
تابآوری؛ زیرساخت روانی کنشگری
تاب آوری یعنی توانایی بازگشت به تعادل پس از بحران، نه صرفاً تحمل آن. برای زن مسلمان، این مفهوم ابعاد چندلایه دارد:
تاب آوری فردی: مدیریت همزمان نقشهای خانوادگی، اجتماعی و معنوی بدون فروپاشی هویتی.
تاب آوری خانوادگی: تبدیل خانواده به پناهگاه امنی که در آن ارزشها بازتولید میشوند.
تاب آوری اجتماعی: حضور مؤثر در جامعه حتی در شرایط فشار فرهنگی و اقتصادی.
نکته کلیدی اینجا است که تاب آوری در نگاه دینی، یک فضیلت منفعلانه نیست؛ بلکه یک کنش فعال است. صبر در قرآن نه به معنای سکوت، بلکه به معنای ایستادگیِ آگاهانه در برابر سختی است.
مقاومت؛ از مفهوم دفاعی تا کنشگری سازنده
مقاومت در این بستر دو چهره دارد:
چهره دفاعی: ایستادگی در برابر تهاجم فرهنگی، تحریف هویت و فشارهای اجتماعی که میکوشند زن مسلمان را از ارزشهایش جدا کنند.
چهره سازنده: مقاومت به مثابه نیروی خلاق برای ساختن بدیلهای فرهنگی.
زن مسلمان نه فقط «نه» میگوید، بلکه «آری» به یک سبک زندگی اصیل میگوید؛ سبکی که در آن حجاب، عفت و خانواده نه محدودیت، بلکه بستر شکوفایی هستند.
چالشهای کنشگری زن در جامعه دینی
دوگانه سنت و مدرنیته: گاه سنتهای نادرست به علت عدم شناخت کامل از اسلام و یا دلایل مغرضانه به نام دین، مانع کنشگری زن میشوند و او را در تنگنای «یا سنتیِ منفعل یا مدرنِ بیبندوبار» قرار میدهند.
نگاه ابزاری: در برخی نگاهها، زن یا به کالای مصرفی بدل میشود یا به نماد تزئینی که هر دو کنشگری او را نفی میکنند.
فقدان الگوهای عملی: هرچند الگوهای تاریخی مانند حضرت زینب (س) و حضرت خدیجه (س) و زهرای مرضیه(س) وجود دارند، اما ترجمه این الگوها به زیست روزمره امروز، نیازمند بازخوانی خلاقانه است.
راهبردهای تقویت کنشگری زن با محوریت مقاومت
۱. بازتعریف نقشها: باید میان «نقشهای جنسیتی» و «نقشهای انسانی» تفکیک شود. زن میتواند هم مادرِ تربیت کننده باشد و هم کنشگر اجتماعی، بدون آنکه یکی قربانی دیگری شود.
۲. توانمندسازی معرفتی: کنشگریِ پایدار بدون شناخت عمیق از دین و جامعه ممکن نیست. زنِ آگاه، زنی است که هم مبانی دینی را میشناسد و هم زبان زمانه را.
۳. شبکه سازی زنانه: ایجاد حلقههای همدلی و همکاری میان زنان، نه بهعنوان رقابت، بلکه بهعنوان همیاری برای ساختن بدیلهای فرهنگی.
۴. روایت سازی: زنان باید راوی داستان خودشان باشند، نه اینکه دیگران برایشان روایت بسازند. روایتِ مقاومتِ زنانه، خود یک کنش فرهنگی است.
زن مسلمانِ امروز در میانه دو فشار قرار دارد: از یکسو فشار مدرنیته که او را به مصرفکننده و ابزار بدل میکند و از سوی دیگر فشار سنتهای تحریفشده که او را به حاشیه میراند. راه برون رفت از این تنگنا، کنشگریِ آگاهانه است؛ کنشگریای که ریشه در هویت دینی دارد، از تاب آوری تغذیه میکند و به مقاومتِ سازنده میرسد.
در این نگاه، زن نه قربانی است و نه قهرمانِ اسطورها؛ او عاملِ تغییر است؛ انسانی که با حفظ اصالت خود، در ساختن جامعهای مقاوم و پویا سهیم میشود.
مریم فلاحی
انتهای پیام











نظر شما